نويسندگان



آثار تاريخي يك عاشق



وضعیت من در یاهو



آمار وب



طراح قالب:



موزیک و سایر امکانات





الو

 خاطراتت را سایلنت کردم...رویاهایت را پشت خط گذاشته ام

عشقت را در لیست رد سیو کردم...اصلا گوشی قلبم را خورد کردم
تا دیگر شماره ای در لا به لای جنگل چشمانم نماند
عکس عاشقانه

[+] نوشته شده توسط rozbeh90 در 15:10 | ارسال نظر(0) |







خاطره

 همیشه خودم را در لا به لای خاطراتت گم میکنم
منتظرم ...بیا پیدایم کن    

    http://salijoon.us/mail/890711/love/ki-mesle-man-copy.jpg


[+] نوشته شده توسط rozbeh90 در 12:45 | ارسال نظر(0) |







مرز شقایق

 هی تو...

این شبها زودتر میرم بخوابم...
تا شاید کمی به تو و خاطراتت فکر نکنم...
لعنتی چرا...توی خواب هم تنهایم نمیگذاری...
دیشب  آمدی ... مرا تا مرز شقایق بردی...وقتی بیدار شدم
فقط من بودم و بالشتی خیس

[+] نوشته شده توسط rozbeh90 در 18:00 | ارسال نظر(0) |







سالهاست منتظرم

 انگار قرار نیست با تو بی حساب شوم

سالهاست منتظرم
همیشه بغضهایم را غورت میدهم
هنوز هم اشکهایم گونه هایم را سیراب میکنند
هی تو لعنتی...کی قرار است بیایی

[+] نوشته شده توسط rozbeh90 در 17:48 | ارسال نظر(0) |







باران

 از لحظه جدائیمان باران نگاهم جاریست...تو که هستی...چه هستی...که اینگونه ابر دلم را بارانی کرده ای

عکس ها عاشقانه و احساسی زیر باران


[+] نوشته شده توسط rozbeh90 در 01:01 | ارسال نظر(0) |







گریه نکن

 مهربونم گریه نکن گریه نکن عشقم...وقتی اشکهات از چشمانم سرازیر میشه
گریه نکن عزیزم...وقتی بغضت در گلوی من ورق ورق میشه
گریه نکن هستی من...وقتی که غمهایت توی سینه من لونه کرده
فدات بشم گریه نکن...دیگه اشکی برام نمونده

 


[+] نوشته شده توسط rozbeh90 در 21:44 | ارسال نظر(0) |







رنگین کمان عشقم

  بی تو سرگردان در انبوهی از خاطره مست بودم...که تو با رنگین کمان آسمانی آمدی
آمدی در پشت پلکهایم ...ترسم از این است چشم بگشایم و تو را نبینم
حال تو بگو...چه کنم...چشم بگشایم

 

 

کاغذ دیواری با نوشته های عاشقانه - www.jokblog.com


[+] نوشته شده توسط rozbeh90 در 21:06 | ارسال نظر(1) |







انتظار

 همیشه منتظرم...بیایی...ببری مرا در اوج خیال...تو هم...می آیی ...میبری...او را با خود...و من همچنان در انتظار میمانم         


[+] نوشته شده توسط rozbeh90 در 14:32 | ارسال نظر(0) |







اشک آسمان

  باران که می‌بارد...باید عشقی باشد...
آغوشی در انتظارت باشد...نفسی که گرمت کند
موسیقی خوش آسمان باشد...و پنجره نیمه بازی
که خاطراتت را در آنجا جای گذاشته ای
باران که ببارد...وقتی تنها باشی
صدایت رعد میشود برای بارش چشمانت
دیوانه وار سکوتت را فریاد میکشی
خودت را درآغوش میگیری
و نوازش میکنی...و میگویی
نگران نباش...اینجا همه تنهایند


[+] نوشته شده توسط rozbeh90 در 23:49 | ارسال نظر(0) |







رقص ستاره گان

 

 
میخواهم همگام با سایه تنهائیم... در خیال بارانی ام ...
بغضم را قدم بزنم...خیالت را ورق بزنم...در غزل هایم 
باز نمایان شدی...از دور دست آمدی
قدمهایت بیت بیت ترانه من شد
نفسهایت...روح زندگی من شد...چرخیدم...بدون از خودم
نزدیک شدی...صدای ترنم قلبت...نوای آغاز زندگی من بود
صدایم کردی...اشکهایم به بهانه باران ...سیراب کردند نگاهم را
چشمهایت گوئی نگاه ماه بود...در تاریکی شب
گفتم ماه من نامت چیست...لب گشودی ...بوی عطر یاس سپید
تمام فضا را خوش نسیم کرد
گفتی نامم...رخساره...از دیار آفتاب
از اتاقکی رویایی آمده ام
آسمان شروع به آواز خوانی کرد
ستاره گان رقص ملکوت را آغاز کردند
و من با خیالم بازی میکردم
 

[+] نوشته شده توسط rozbeh90 در 22:56 | ارسال نظر(0) |



صفحه قبل1...34567...32صفحه بعد

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران