نويسندگان



آثار تاريخي يك عاشق



وضعیت من در یاهو



آمار وب



طراح قالب:



موزیک و سایر امکانات





گمشده من

 بدنبال گمشده ام...خاطراتم را ورق میزدم...

همه تکراری بودند...به جز یکی ...که چه غریبانه نگاهم میکرد...

چه مظلوم مینگریست مرا...دستانش را ملتمسانه بسویم دراز کرد...

صدایش با حزن و اندوه دم ساز بود...چشمانش غزل عشق سر دادند...

ریتم نا منظم قلبش ...مرثیه خوان بی وفائیها بود...

چه غریب است این خاطره...این همان گمشده من است...

در لا به لای جنگل خاطراتم ...عشقی را یافتم که سالها در انتظارش ...بیقرار بودم

 

Seri 32-4.jpg

 

 

[+] نوشته شده توسط rozbeh90 در 16:03 | ارسال نظر(0) |







دلم گرفته

 آهای با تو ام دلم گرفته...آری با توام...خدااااا

بغضی دارم...به بزرگی کوه بیستون...شیرین کجایی

غمی دارم...تا انتهای آسمان ...ماهم کجایی

اشکی دارم...سیلاب گونه...رخساره من کجایی

دنیایی دارم...پر از اندوه...مرضیه کجایی

تو بگو...آری تو...خدای من...خدای مهربانیها...خدای عشق...تو بگو

چه کنم...چگونه بغضم را رها کنم...

دیگر نه تابی مانده ...و نه تحملی...فقط غم مانده و حسرت...

امشب دوباره دلم هوایت را کرده...

دوباره میخواهم با تو خلوت کنم...

میخواهم کلی با هم گریه کنیم...

من برای تو...و تو برای من...

 


[+] نوشته شده توسط rozbeh90 در 08:56 | ارسال نظر(0) |







خواب

 در عمق نگاهت بودم...که خواب مرا برد

در سرزمین خیالت بودم...که تو آمدی

آمدی ...دوباره عشق را در من زنده کردی

حس زیبای تنت مستم میکرد...

مست و مدهوش شدم...در دیار مستان عاشقی کردیم...

خواندیم ...آواز خوش مستی

با ستارگان میرقصیدیم...و با مهتاب غزل میخواندیم

عاقبت وقت رفتن شد...تو رفتی و من ماندم و آئینه اتاقم

که تنهایی مرا پر میکرد از من...

 

عکس عاشقانه تنهایی


[+] نوشته شده توسط rozbeh90 در 21:45 | ارسال نظر(0) |







تنها

تنها در سکوت بی انتهای شب صدایت میکنم

تنها در جنگل بیقراریم قدم میزنم

تنها...فریاد میکشم...صدایت میکنم...تنها صدای قار قار کلاغها هم صدای من میشوند...گوش کن...چه میشنوی...این صدای تنهایی من است...لعنتی...تو چه میدانی تنهایی چیست...تا حال شقایقی را گریان دیده ای...تا حال التماس نگاهم را خوانده ای...تا حال زجه سکوتم را شنیده ای...خیر...میدانم که نمیدانی ...تو چه میدانی ...تنهایی چه به روزم آورده...ببین چشمانم را...ببین لرزش دستانم را...این تنها هدیه عشق تو به من بوده...فقط یک بار ...صدایم کن...ببین که چگونه برایت میمیرم...

 

 

عکس عاشقانه تنهایی

 


[+] نوشته شده توسط rozbeh90 در 21:19 | ارسال نظر(0) |







گمشده

چشمهایم بارانی...خسته از انتظار...

رو به خدا میکنم...کهکشان را مینگرم...

دستانم را بسوی ماه دراز میکنم...

آنرا گوشه ای از خاطراتم جای میدهم

آسمان را پایین میکشم...گلویش را میفشرم...

بهش میگم لعنتی ...عشقم را چه کردی...

آنقدر لگد مال میکنم ستاره گان را...تا دیگر در برابر چشمهایش رقص مستان سر ندهند 

گمشده ی من...کجایی ؟

میخواهم دوباره برایت آواز عشق سر دهم...

می آیی ...یا اینکه دوباره با خاطراتت زندگی کنم...


[+] نوشته شده توسط rozbeh90 در 09:36 | ارسال نظر(1) |







لعنت به تو

 میگی عشق منی...چرا با دیگرونی

خودت پیش منی...دلت با دیگرونه

لعنت به تو ...و به خاطراتت...

چرا هر جا برم...قلبم پیشت میمونه...

مگه تو چی شدی...چرا چشمم براته

 

              تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد
 Wallpaper couple, love, kiss, man, woman, Love In Action


[+] نوشته شده توسط rozbeh90 در 09:14 | ارسال نظر(0) |







نگاه غم

 هنوز چشمهایم غبار غم را یدک میکشد

هنوز با خیالت شبها را سحر میکنم

هنوز نغمه کلماتت قلبم را نوازش میکند

اما تو...مثل همیشه از من دوری

همیشه چترم را برایت باز گذاشته ام...تا تو بیایی

اما کسی دیگر زیر چترت گرمی لبانت را حس میکند

و من...خوشم...به بوی نسیمی که از جانب تو میوزد

و همچنان قلبم...با نسیم عطر گیسوانت...تپیدن را فراموش میکند

کجایی عشقم...کجایی

 


[+] نوشته شده توسط rozbeh90 در 09:40 | ارسال نظر(0) |







بغض غم

 بغضی خسته در گلو مانده

غنچه نگاهش هنوز تنم را میلرزاند

سرگردان مانده بودم...بیاید...آسمان نگاهش رنگین کمان تاریکی دنیای من شود.

هنوز بیقرار اشک شقایقها هستم

آمد...اشک شوق بود...یا بغض کهنه گلو...نمیدانم

چشمانش...دنیایم را رنگین کرد.

لبانش...لرزش قلبم را...وسوسه میکرد.

صدای ناقوس قلبم...پرندگان عاشق را به آواز دعوت میکرد.

آمد...او فقط سکوت پیشه کرده بود.

و من...همچنان خاطره هایم را برایش رقم میزدم.

و همچنان لبخند ش...غزل شقایقها را برایم ترسیم میکرد.

عاقبت ...رفت.

خیالش را میگویم...خودش چندیست رهایم کرده...

دلخوشم با خاطراتش...تصاوير عاشقانه، تصاویر تنهایی، تصاویر جدید عاشقانه، تصاویر عاشقانه، تصاویر عاشقانه جدید، تصاویر عاشقانه والنتاین، تصاویر والنتاین، جدید �

 


[+] نوشته شده توسط rozbeh90 در 22:55 | ارسال نظر(0) |







نگو بدرود

 عشق...جنون...نیاز

عشق چیست؟

 قاصدکی سرگردان

یا شقایقی گریان

نمیدانم. 

چندیست نبودم... نوشته ای ثبت نکردم ...اصلا به وبلاگم سرک نکشیدم

نه اینکه نوشته های دلم تموم شده بود...نه

دلم آزرده بود...دلم رنجور بود...زخمهایش کاری بود

توانی نمانده بود...انگشتانم یخ زده بودند...خلاصه دوران نقاهت تموم شد.

امروز دوباره چشمانم براه است

قلبم بدنبال نگاهی که بلرزاند خیالم را

آری .دوباره شروع میکنم.با قلمی از قامتی خسته.

و جوهری که از شیروانی چشمانم تراوش میکند.

و ورقی برنگ شب. از دفتر شقایقی تنها

آری دوباره شروع میکنم.

من همانم.روزبه.همانی که بخاطر دختری از سرزمین آفتاب چند روزی در دیاری غریب سکنی کرد.

فقط بخاطر این که...دل دختر رنجور و نحیف . روی تخت بیمارستان در انتظار سفر به دیار خوبان جا مانده بود.

من همانم.جاوید.بلی همانی که قلمش فقط بخاطر شقایقهای تنها برقص قاصدکها حرکت میکردند.

دوباره آمدم...برای عزیزانی که همیشه عاشق زندگی میکنند

و من عاشقانه دوستشان دارم

 

 


[+] نوشته شده توسط rozbeh90 در 09:30 | ارسال نظر(0) |







نگاه عاشقانه

 فقط یک قدم مانده بود...فقط یک پلک تا اسارت وقت داشتم...نگاهم به آسمان بود...دستهایم در هم گره خورده بود...و تو هنوز در آسمان بازی میکردی...چشم بسته اشک ریختن... صفایی دارد...در انتظار نگاهت بود...همان نگاهی که مرا ویران کرده بود...ابرها یک به یک محو میشدند...و تو آرام آرام می آمدی...آه چه چشمانی...وای چه نگاه عاشقانه ای...
عکس عاشقانه


[+] نوشته شده توسط rozbeh90 در 22:23 | ارسال نظر(0) |



💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران