نويسندگان



آثار تاريخي يك عاشق



وضعیت من در یاهو



آمار وب



طراح قالب:



موزیک و سایر امکانات





لعنت به تو

 میگی عشق منی...چرا با دیگرونی

خودت پیش منی...دلت با دیگرونه

لعنت به تو ...و به خاطراتت...

چرا هر جا برم...قلبم پیشت میمونه...

مگه تو چی شدی...چرا چشمم براته

 

              تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد
 Wallpaper couple, love, kiss, man, woman, Love In Action


[+] نوشته شده توسط rozbeh90 در 09:14 | ارسال نظر(0) |







نگاه غم

 هنوز چشمهایم غبار غم را یدک میکشد

هنوز با خیالت شبها را سحر میکنم

هنوز نغمه کلماتت قلبم را نوازش میکند

اما تو...مثل همیشه از من دوری

همیشه چترم را برایت باز گذاشته ام...تا تو بیایی

اما کسی دیگر زیر چترت گرمی لبانت را حس میکند

و من...خوشم...به بوی نسیمی که از جانب تو میوزد

و همچنان قلبم...با نسیم عطر گیسوانت...تپیدن را فراموش میکند

کجایی عشقم...کجایی

 


[+] نوشته شده توسط rozbeh90 در 09:40 | ارسال نظر(0) |







بغض غم

 بغضی خسته در گلو مانده

غنچه نگاهش هنوز تنم را میلرزاند

سرگردان مانده بودم...بیاید...آسمان نگاهش رنگین کمان تاریکی دنیای من شود.

هنوز بیقرار اشک شقایقها هستم

آمد...اشک شوق بود...یا بغض کهنه گلو...نمیدانم

چشمانش...دنیایم را رنگین کرد.

لبانش...لرزش قلبم را...وسوسه میکرد.

صدای ناقوس قلبم...پرندگان عاشق را به آواز دعوت میکرد.

آمد...او فقط سکوت پیشه کرده بود.

و من...همچنان خاطره هایم را برایش رقم میزدم.

و همچنان لبخند ش...غزل شقایقها را برایم ترسیم میکرد.

عاقبت ...رفت.

خیالش را میگویم...خودش چندیست رهایم کرده...

دلخوشم با خاطراتش...تصاوير عاشقانه، تصاویر تنهایی، تصاویر جدید عاشقانه، تصاویر عاشقانه، تصاویر عاشقانه جدید، تصاویر عاشقانه والنتاین، تصاویر والنتاین، جدید �

 


[+] نوشته شده توسط rozbeh90 در 22:55 | ارسال نظر(0) |







نگو بدرود

 عشق...جنون...نیاز

عشق چیست؟

 قاصدکی سرگردان

یا شقایقی گریان

نمیدانم. 

چندیست نبودم... نوشته ای ثبت نکردم ...اصلا به وبلاگم سرک نکشیدم

نه اینکه نوشته های دلم تموم شده بود...نه

دلم آزرده بود...دلم رنجور بود...زخمهایش کاری بود

توانی نمانده بود...انگشتانم یخ زده بودند...خلاصه دوران نقاهت تموم شد.

امروز دوباره چشمانم براه است

قلبم بدنبال نگاهی که بلرزاند خیالم را

آری .دوباره شروع میکنم.با قلمی از قامتی خسته.

و جوهری که از شیروانی چشمانم تراوش میکند.

و ورقی برنگ شب. از دفتر شقایقی تنها

آری دوباره شروع میکنم.

من همانم.روزبه.همانی که بخاطر دختری از سرزمین آفتاب چند روزی در دیاری غریب سکنی کرد.

فقط بخاطر این که...دل دختر رنجور و نحیف . روی تخت بیمارستان در انتظار سفر به دیار خوبان جا مانده بود.

من همانم.جاوید.بلی همانی که قلمش فقط بخاطر شقایقهای تنها برقص قاصدکها حرکت میکردند.

دوباره آمدم...برای عزیزانی که همیشه عاشق زندگی میکنند

و من عاشقانه دوستشان دارم

 

 


[+] نوشته شده توسط rozbeh90 در 09:30 | ارسال نظر(0) |







نگاه عاشقانه

 فقط یک قدم مانده بود...فقط یک پلک تا اسارت وقت داشتم...نگاهم به آسمان بود...دستهایم در هم گره خورده بود...و تو هنوز در آسمان بازی میکردی...چشم بسته اشک ریختن... صفایی دارد...در انتظار نگاهت بود...همان نگاهی که مرا ویران کرده بود...ابرها یک به یک محو میشدند...و تو آرام آرام می آمدی...آه چه چشمانی...وای چه نگاه عاشقانه ای...
عکس عاشقانه


[+] نوشته شده توسط rozbeh90 در 22:23 | ارسال نظر(0) |







نوشته جاوید

 قلم و دوات و ورق را برای من گذاشته ای...بیایم بنگارم...درد دلهایم را...همان دردهایی که سالیان دراز مرا همراهی میکنند...در بودنت آنقدر نوشتم...آنقدر دردهایم را برایت خواندم و آنقدر در خفا گریستم...اما تو نفهمیدی...فقط نوشته ها را سرسری میخواندی و لایک میکردی...نمیدانستی کلمه به کلمه های این دلنوشته زبان قلبم بود...ندانستی چرا نام دلنوشته را جاوید گذاشتم...نه اینکه نامم را مدام به یادت بیاورم...بلکه این نوشته ها باید جاوید بمانند...قبول دارم...هیچگاه عاشق نبودی...اما این دل بی ریای من...چه عاشقانه برایت میتپید اگر درست عاشقانه گوش کنی ...صدای ناله های مرا خواهید شنید...سکوت کن...چه میشنوی...آهنگ تارهایشکسته قلبم را...باشد...مینویسم ...از خودم ...از تو ...و از برای تمامی عاشقان دردمند...برگهای گلهای وحشی هم رام شدند...اما تو همانی
عکس عاشقانه


[+] نوشته شده توسط rozbeh90 در 22:17 | ارسال نظر(0) |







مرز شقایق

 در کنج خلوت نگاهم ...در انتظار پریشانی خاطراتت نشسته ام...
بیایی ببری مرا ...تا مرز جنون...
می آیی...میبری...هوشم را ...و من همچنان زانو در بغل...
در انتظار پنجره خیال نشسته ام...بیایی ...ببری....مرا با خود
تا مرز شقایق

دوستان این آدرس جامعه مجازی اتاقک هستش که سایتی جالب با امکاناتی زیباست که دوستانتان

منتظر حضور شما هستند...

http://otaghak.ir

.:: تنهایی عاشق ::.


[+] نوشته شده توسط rozbeh90 در 08:53 | ارسال نظر(0) |







عاشقانه

 امشب برای دیدنت....دلم را گول میزدم و با خود می اندیشیدم ...که تو مستانه می آیی ...و عاشقانه میروی...اما حیف...

http://otaghak.ir

دوستان این آدرس سایت دوستیابی اتاقک هستش فضای زیبا و جالبی داره دوستانتان منتظر شما هستند       

 

 
 

[+] نوشته شده توسط rozbeh90 در 22:46 | ارسال نظر(0) |







بوسه لبانت

 سایه به سایه تا اوج نگاهت...
از پریشانی چشمهایت... تا مرز جنون...تا به احساس قشنگِت...
تا به آواز خوش ثانیه ها...تا به بوی خوش...بوسه لبانت...  

      


[+] نوشته شده توسط rozbeh90 در 22:15 | ارسال نظر(0) |







بخوان نوشته هایم را

 هی تو...
نگاهی از تعجب نکن...فقط لمس کن...
کلماتی را که برایت می نویسم...
بی تفاوت نباش...لمس کن...تا بفهمی چقدرجایت خالیست...
دقت کن...و لمس کن ...و بخوان...گفته هایم را ...تا بدانی نبودنت آزارم میدهد...
لمس کن نوشته های خیسم را...
که ازاعماق قلبم...و از شیروانی نگاهم برایت مینویسم...
لمس کن گونه هایم را ... میخوانی...یا اینکه بی تفاوت...میگذری...
لمس کن لحظه هایم را...که در کنج خلوت نگاهت اسیر مانده ام..

 


[+] نوشته شده توسط rozbeh90 در 12:28 | ارسال نظر(0) |



صفحه قبل12345...32صفحه بعد

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران