نويسندگان



آثار تاريخي يك عاشق



وضعیت من در یاهو



آمار وب



طراح قالب:



موزیک و سایر امکانات





قاب شکسته

نمیدانم چه بگویم
از قاب شکسته قلبم
یا از نگاه خسته ام
هر چه بگویم به تو ختم میشود
تمامی دلتنگیهایم
عاشقانه هایم را در تصویر نگاهت رسم میکنم

کارت پستال های عاشقانه (3)


[+] نوشته شده توسط rozbeh90 در 19:19 | ارسال نظر(0) |







قصه عشق

چه میدانستی تو از من...سنگ صبورت بودم

همیشه در لحظات دلتنگی تمام غمهایت را به من میگفتی

می آمدی ...تمامی بیقراریت را بی توجهی او را برایم شرح میدانی

و من گوش میکردم...وقتی می آیی قلبم فرو میریزد

آیا امروز به من خواهی گفت که مرا دوست داری

دوباره می آیی...سکوتی تلخ میکنی...هق هق ناله هایت را از راه دور میشنوم

دوباره از او برایم میگوئی

دوباره شکوه از بی توجهی او را شروع میکنی

و من دوباره گوش میکنم حرفهایی رو که زجرم میدهند

تمامی لحظات با من را فقط از او میگوئی

و من لحظه لحظه های با تو بودن را هر ثانیه هزار بار میمیرم

و تو همچنان از او میگوئی...و من همچنان چشمهایم را میبندم

که پنهان کنم عشقم را

همیشه میگوئی او تنها عشق من است

اما تو خوب میدانی که او هرگز تو را نمیخواهد

تو از او میگوئی...و من همچنان میخورم این غصه های تلخ را

خوب یادم هست آخرین باری که آمدی

از من پرسیدی روزبه تا حالا عاشق شدی

تا حالا دلت برا کسی تنگ شده

و من مات و مبهوت ماندم که چه بگویم

بهش گفتم آری...گفت آیا تا حال بهش بی توجهی کرده ای

گفتم خیر...گفت خوشا بحالش...حتما خیلی عاشق هم هستید

و من همچنان میبلعیدم...بغض گره خورده در گلو را
نگاهم کردی چیزی در قلبم فرو ریخت
با خود نجوا میکردم...ناله های قلب بیقرارم را
سکوتی تلخ بین من و او بر قرار شد...دوباره لب گشود

میخواهم فراموشش کنم...چه غریب بود کلامت

در انتظار شنیدن کلمه عجیبی بودم ...فقط نگاهم به لبانت بود

که تو پرسیدی...از عشق چیزی میدانی

من سکوت کردم...اشکهایم را در درون ریختم

آهی کشیدم...و تو همچنان ندانستی...که چه عاشقانه دوستت دارم

دوباره مثل همیشه...رفتی 
عکس های عاشقانه (۷)


[+] نوشته شده توسط rozbeh90 در 19:06 | ارسال نظر(0) |







مامان دلم برات تنگ شده

بابا...مامان دلم براتون تنگ شده

وقتی متولد شدم خود را در آغوش گرم مامان دیدم

چشمان پر اشک بابا را فراموش نمیکنم

که از خوشحالی داشت سوره حمد را میخواند

مامان مرا میبوسید

پستانش را در دهانم قرار داد

از فرط گرسنگی چنان شیر میمکیدم

که از اطراف دهانم شیر چکه میکرد

چه شور و شوقی در منزل بر پا بود

همه به هم تبریک میگفتند

کودک نورسیده مبارک

اما... کفر طغیان کرد

به کشورمان هجوم کردند

همه را میکشتند

بابا...مامان...برادر و خواهرهایم

همگی شهید شدند

من ماندم با اشکهای بیقرارم

تانک ها منزل ما را خراب کرده بود

من در گوشه ای از خرابه ها

در آغوش مادر بودم

مادرم چشمانش باز بود

اما بی حرکت فقط نگاهش سمت من بود

سربازی آمد

از همان کفار بی رحم

من ترسیدم

ایکاش من هم مرده بودم

از فرط ترس گریه میکردم

سرباز نگاهی به من کرد

دستهایم را بسو یش دراز کردم

تا مرا در آغوش بگیرد

آن سرباز هم چشمانش پر از اشک شد

مرا در آغوش گرمش گرفت

مرا میبوسید و کلمات عجیبی میگفت

آخر او به زبان دیگری سخن میگفت

اما من در آغوش او آرام گرفتم

و نگاهم بسوی مادرم بود که مرا مینگریست

سرباز نگاهی به مادرم کرد

مرا نزدیک مادرم برد

چشمان مادرم را بست

و مرا با خود برد

حال بی مادر چه کنم

مامان دلم برات تنگ شده

بابا آغوش گرم تو را میخواهم

ای خدا گناه من چه بوده

که باید بی پدر و مادر زندگی کنم

آپلودسنتر آپ98


[+] نوشته شده توسط rozbeh90 در 13:22 | ارسال نظر(0) |







عشق

عشق یعنی لحظه های انتظار

عشق یعنی یک نگاه از سوی یار

 عشق یعنی پای آن سرو بلند

 تا بلندای نگاهت سوختن

عشق یعنی گونه های خیس من

از تب تو تا سحر گه سوختن

عشق یعنی در خیالت ماندن

تا ابد در انتظارت ماندن

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

عکس های عاشقانه هنری با متن فارسی


[+] نوشته شده توسط آیدا در 00:58 | ارسال نظر(0) |







تو میدانی

تو میدانی که من تنهای تنهایم

تو میدانی که من از غم گریزانم

تو میدانی که من بی تو نمی مانم

تو میدانی که من در انتظار اشک میمانم

تو میدانی که من از نسل بارانم

تو میدانی که من ابر پریشانم

نمیدانم تو میدانی که میدانم مرا هرگز نمیخواهی


[+] نوشته شده توسط rozbeh90 در 21:50 | ارسال نظر(0) |







زندگی

سالهای سال در خود مردم و مردم

ماهها در خیال خود سوختم و سوختم

روزها در رویاهایت سرگردان بودم

ساعتها در انتظارت ماندم و ماندم

تا اینکه لحظه ای با تو زندگی کنم


[+] نوشته شده توسط rozbeh90 در 21:33 | ارسال نظر(0) |







عشقم مال تو

 

 

 

عشقم برای تو

تنهائیم مال تو

غم و غصه هایت مال من

چرا سکوت کرده ای

عادلانه تقسیم نکردم

سهم تو را بیشتر دادم

 

 

نفسم مال تو

قلبم مال تو


[+] نوشته شده توسط rozbeh90 در 21:26 | ارسال نظر(0) |







حس خوب

ﺣﺲ ﻣﻲ ﻛﻨﻢ دنیای منی

احساس میکنم قلب منی

بی تو نفسم کند میشود

دنیای من

قلبم

نفسم

فقط به عشق تو زندگی میکنم

 

عکس های عاشقانه و احساسی به یاد تنهایی ها


[+] نوشته شده توسط rozbeh90 در 19:01 | ارسال نظر(0) |







برای تو

برای تو مینویسم ........برای تویی که تنهایی هایم پر از یاد توست...

برای تویی که قلبم منزلگه عـــشـــق توست ...

برای تویی که احسا سم از آن وجود نازنین توست ...

برای تویی که تمام هستی ام در عشق تو غرق شد...

برای تویی که چشمانم همیشه به راه تو دوخته است...

برای تویی که مرا مجذوب قلب ناز و احساس پاک خود کردی...

برای تویی که وجودم را محو وجود نازنین خود کردی...

برای تویی که هر لحظه دوری ات برایم مثل یک قرن است...

... تویی که سـکوتـت سخت ترین شکنجه من است برای

برای تویی که قلبت پـا ک است ...

برای تویی که در عشق ، قـلبت چه بی باک است...

برای تویی که عـشقت معنای بودنم است...

برای تویی که عـشقت معنای بودنم است...

برای تویی که غمهایت معنای سوختنم است...

برای تویی که آرزوهایت آرزویم است...


[+] نوشته شده توسط آیدا در 13:03 | ارسال نظر(0) |







عشق تو

آرام آمدی...آرام پا گذاشتی در حال و هوای عشق من

هوای ابری دلم را آفتابی کردی

حال گیج مانده ام...که چگونه آمدی

حس میکنم در حال و هوای خودم نیستم

مستم یا که مدهوشم،اين عشق بوی باران میدهد.
مال مني ، نفسهاي مني ، زندگي مني تو
قلب بي ارزشم را با احترام فدا ميكنم در راه عشق تو

عکس های عاشقانه هنری با متن فارسی


[+] نوشته شده توسط rozbeh90 در 12:46 | ارسال نظر(0) |



صفحه قبل1...2021222324...32صفحه بعد

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران