نويسندگان



آثار تاريخي يك عاشق



وضعیت من در یاهو



آمار وب



طراح قالب:



موزیک و سایر امکانات





مست و پریشان

 

 

نمی دانی چرا تلخ است گفتارم
 
چرا می گویم از مستی
چرا می نالم از درد پریشانی
 
چرا اشکم سرازیر است از چشمم
 
نمی دانی چرا مستم
 
نمیدانی چرا می سوزم از غربت
 
چرا می ترسم از صحبت
 
نمیدانی چرا من همنشین ناله و دردم
چرا تنها و حیرانم
نمی دانم چه میدانی
تو از حالم
فقط این را بدان
مست و پریشانم

[+] نوشته شده توسط rozbeh90 در 11:39 | ارسال نظر(0) |







انتظار

چه زیباست انتظار

من منتظر تو...تو منتظر او

من دیده براهم...تو همسفر او

چه زیباتر دلتنگیست

من دلتنگ تو...و تو دلتنگ او


چه زیباست باران غم

من برایت اشک بریزم

و تو زیر باران با او قدم بزنی


یادت باشد

زیر باران چترم را روی سرت گرفته بودم من خیس باران بودم

تو میگفتی چرا خیس شدی

من گفتم میخواهم بشویم گناهانم را

و چه دلپذیر است

هر چه تو دروغ میگوئی من گناه وار میشوم
چون در اینصورت حتی یک لحظه مرا به یاد نمی آوردی

 


[+] نوشته شده توسط rozbeh90 در 10:57 | ارسال نظر(0) |







ظلمت شب

 

 

 

شبانه در به در کوچه های پر از احساسم

خسته و دردمند و غریب بدنبال تو میگردم

اسیر ظلمت شب گشته ام

ماهم کجائی 

 

+


[+] نوشته شده توسط rozbeh90 در 10:42 | ارسال نظر(0) |







غنچه بگشا

 

وقتي تو نيستي...

خورشید خود را مخفی میکند

ماه چشمهایش را به من میدوزد

وستاره ها پریشان و بیقرار بدنبال جنگل نگاهت

و شکوفه های یاس هراسان از ابر گرفتگی آسمان

و من چه غریبانه مینگرم به خیالاتم

وقتی که نیستی

میخواهم دنیا نباشد

و کهکشان دلتنگی از یاد ببرد گردش خویش را

 

و ساقه های عشق من در بیابان غم خشک گردند

وقتی می آیی

ماه آواز میخواند

ستاره ها میرقصند

و ساقه های پیچک خود را تا ارش میرسانند و به اطراف تو میپیچند و نوازشت میکنند

و درخت انار بارور میگردد و اناری سرخ

بر شاخه میخندد و اشکهای خونینش بر گونه هایت میچکد

تا درخشش چهره ات را به رخ ماه بکشد

و من بیقرار در انتظار شانه ات

تکیه کنم و اشکهایم را برایت بسرایم

و تو آرام پلکهایت را بگشائی

 و مرا ببوسی


[+] نوشته شده توسط rozbeh90 در 10:32 | ارسال نظر(0) |







ضامن آهو

در خانه با خدای خود مشغول راز و نیاز بودم

نمازم تمام شد.مشغول به دعا برای مومنین

بودم.صدای کوبیدن درب را شنیدم.

برخواستم . درب را گشودم.غزالی زیبا با چشمانی گریان روبروی من ایستاده بود

نگاهی کردم. آیا این غزال چه میخواهد

گرسنه است . یا اینکه جا و مکانی ندارد

همین طور از چشمان زیبایش اشک سرازیر

میشد. سلامی کرد.

من هاج و واج مانده بودم.جواب سلامش را

دادم. گفتم برای چه اشک میریزی

گفت. من تازه بچه دار شدم. رفتم کمی

غذا بخورم تا شیر من زیاد شه تا بتونم بچه ام

را سیر کنم. وقتی باز گشتم.دیدم صیادی بچه من رو با خود میبرد.حالا من موندم با دلی پر از خون

من بچه ام را از تو میخوام.

نگاهی کردم و بهش گفتم خدا رحیم است

گفتم اون شخص و یا منزلش را میدانی

غزال گفت آری.

گفتم برویم .

غزال براه افتاد و من بدنبال غزال

رفتیم و رفتیم تا اینکه به منزلی رسیدیم

غزال گفت این منزل صیاد است

نزدیک درب شدم. در را کوبیدم

مرد ژنده پوشی درب را گشود.

من را شناخت. گفتند بفرمائید

گفتم سلام . جواب مرا دادند

پرسیدم شما بچه غزالی را که بچه این غزال است از جنگل با خود برده ای.

گفتند آری من بچه غزالی را برای پسرم گرفتم تا با آن بازی کند. من میخواستم بچه ام را خوشحال کنم . گفتم دل این غزال را میشکنی

که میخواهی دل بچه ات را شاد کنی

تو بچه ات عزیزه . این غزال هم بچه اش عزیزه

حال تو باید بچه اش را پس بدی

صیاد در کمال آرامش و احترام بچه غزال را پس

داد. و رو به من کرد و گفت.

السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا


[+] نوشته شده توسط rozbeh90 در 09:40 | ارسال نظر(0) |







تنها

             تنها         

عمریست تنها زندگی میکنم

او رفت و من با خیالش سیر میکنم

حال تنهایم...تنهای تنها

مثل تو خدای من

تو تنهایی و من تنها

بیا منو ببر میخواهم با تنهایی خودم بمیرم

 

Click to view full size image


[+] نوشته شده توسط rozbeh90 در 02:50 | ارسال نظر(0) |







برات تو غبارا گم شدم

مستی هم درد منو دیگه دوا نمیکنه

آخرین پکها رو هم به سیگار وجودم

میزنم

میخواهم تو را درون غبار غمهایم گم کنم

تو رو به رویاهایم میسپرم

برو ...من با خاطراتت زندگی میکنم

میدانم نیستی

اما خیالت همیشه با من است

مثل دود سیگار ی که تنهایم نمیگذارد

 

Click to view full size image


[+] نوشته شده توسط rozbeh90 در 02:47 | ارسال نظر(0) |







چشمهایت را از من مگیر

 

چشمهایت را از من مگیر

نگاه عاشقانه ات را از من دریغ نکن

میخواهم عشق را از چشمانت ببیتنم

میخواهم زندگی را از دید گاه تو بیابم

چشمهایت را نبند...از تاریکی شب میترسم

 


[+] نوشته شده توسط rozbeh90 در 02:18 | ارسال نظر(0) |







بانوی شرقی

عشق با تو بودن چه غریب است

رویای با تو بودن را نمیتوان وصف کرد
با تو بودن یعنی ماه را در آغوش داشته باشی

و ترس از طلوع خورشید که بتابد و ماهت را ببرد 
و داشتن تو همانند بارانیست که بدون چتر زیرش قدم بزنی

و ترس از اینکه ابرها باران را با خود ببرند و تو تشنه بمانی

 من همچون امواج پر تلاتم در آغوش دریا آرام گیرم و ترس از خشکی رود دارم
وبه انتظار ساحل نگاهت می نشینم و می مانم تا تو بیائی
تا وقتی که شبنم زلال احساست غم را از وجودم بشوید
بانوی شرقی من...
کاش قلبت به وسعت دلتنگی من بود

کاش شمع وجودم را خاموش نمیکردی

میخواهم تا آخرین ذره وجودم به پایت بسوزم
کاش روزی صد بار به عشقت میمردم

و تو آبشار نگاهت را بسویم روانه میکردی

آه...بانوی شرقی من

 

love


[+] نوشته شده توسط rozbeh90 در 02:01 | ارسال نظر(0) |







عشق دوبخشه

عشق

همه بچه ها سر کلاس درس نشسته بودند. همه پر جنب و جوش و من گوشه ای

زانو در بغل و غمگین نشسته بودم

معلم آمد.سلامی کرد

بچه ها درس امروز...عشق.بله عشق درس امروزه

بچه ها عشق یعنی عاشق شدن

عشق یعنی به مقصود رسیدن

عشق یعنی برای کسی دلتنگ شدن

عشق شیرین است

عشق جذاب است

حالا کی میدونه عشق چند بخشه

بچه ها...آقا یک بخشه

معلم ...آفرین

معلم...آهای ...با شما هستم

با من بود...آقا با من هستی

معلم بله

گفتم...بفرمائید

معلم...عشق چند بخشه

گفتم...دو بخشه

معلم نه بچه جون...یک بخشه

دوباره تکرار کردم همه شما اشتباه میکنید

عشق دو بخشه

معلم عصبانی شد

بچه جان...عشق را بخش کن

گفتم...چرا یک بخشه

معلم گفت...عشق...ببین دیدی یک بخش بود

گفتم...پس چرا عشق من تنهام گذاشت

اما عشق جاوید...هنوز با هم هستند

اگه عشق یک بخشه چرا عشقم همیشه بهم خیانت میکنه اما عشق جاوید وفادار مانده

اگه عشق یک بخشه چرا دلتنگی و بیقراری

عاید من شده اما عشق جاوید از شور عشق لبریزه

نه آقا...عشق دو بخشه

یک بخش آن خوشبختی

و یک بخش آن دلتنگی و بیقراری

معلم مات و مبهوت مانده بود

معلم...بچه ها عشق دو بخشه

من اشتباه کردم...عشق واقعا دوبخشه

از امروز به بعد عشق دوبخش شد

برای همه

 


[+] نوشته شده توسط rozbeh90 در 00:18 | ارسال نظر(0) |



صفحه قبل1...2223242526...32صفحه بعد

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران