|
تو همانا شیرین را بر فرهاد شیرین نمودی
و قیص را بر لیلی دیوانه کردی
و با ظرافت چشمانت و نگاه عاشقانه ات عقل از من ربودی
با بوسه آتشینت روح از جسمم ستانیدی
و من همچنان در گیر محاسن رویت هستم
آری با توام ...ای سر منشأ آب زلال زمزم
و ای قبله گاه چشمان عاشق من
تو را دوست میدارم
فرشته ای هستی از سلاله عذرا
و من در جنگل سبز نگاهت سرگردان
ای الهه مهربانیها...و ای خوبترین خوبان
با توام...آری تو...

|