نويسندگان



آثار تاريخي يك عاشق



وضعیت من در یاهو



آمار وب



طراح قالب:



موزیک و سایر امکانات





سکوت اجباری

سکوت من از ازدحام رنجهای من است ...سکــــــوت میکنم ...چون واقعاحرفی واسه گفتن ندارم
گاه سکــــــوتم یه اعتراضه به قلب خودم...
گاهی هم یه انتظار کاذبه
اما بیشتر ین سکــــــوتم ...واسه اینه که هیچ کلمه ای نمی تونم ادا کنم... که بزرگی غم و اندوهم را ...که وجودم را فرا گرفته توصیف کنم

 


[+] نوشته شده توسط rozbeh90 در 09:10 | ارسال نظر(0) |







از روزی که رفتی

چرا رفتی عزیزم

تو ساده رفتی ...اما من داغون شدم

تو راحت ترکم کردی...قلبم باور ندارد

از روزی که رفتی

خودم را گم کرده ام

راه را از باورم گم کرده ام

از نگاهم خورشید را گم کرده ام

از درونم قلب خود گم کرده ام

اما تو راحت رفتی...باشد...برو

آپلود سنتر عکس رایگان


[+] نوشته شده توسط rozbeh90 در 23:49 | ارسال نظر(0) |







دوستت دارم

 

چش

http://otaghak.ir/whois_online.php

سایت دوستیابی با امکانات جالب

مانم را اگر فرو بندم

دهانم را اگر بی هیچ گویشی باز کنم

نفسم را در تنش بازوانت اسیر سازم

اشکهایم را برای سیرابی شانه هایت رها کنم

باز تو همانی ...که قلبم فقط به عشق تو میتپد...ای نگار دیده من

تو همانی که قلبم در اسارت عشق تو به زنجیر کشیده شده...دوستت دارم عاشقانه .صادقانه
 آپلود سنتر عکس رایگان


[+] نوشته شده توسط rozbeh90 در 23:42 | ارسال نظر(0) |







قربانی عشق

چه آشفته بازاریست عاشقی

می آیند دل میستانند

عاشق میکنند...دلربایی میکنند

وقتی مست نگاهشان شدی

رهایت میکنند...آزارت میدهند

داغونت میکنند...گویی عشقی در کار نبوده

با تو هستم...آری شما

شمایی که مورد بی مهری و ریا قرار گرفتید

دوباره عاشق خواهی شد

زبانت میگوید هرگز...اما قلبت چیز دیگری میگوید

Hamtaraneh.com


[+] نوشته شده توسط rozbeh90 در 10:24 | ارسال نظر(0) |







نماز عشق

سلام دلبرکم

بیا دارم عشقمان را قدم میزنم

بیا ستاره شبم...دارم لحظه ها را رقم میزنم

تو چه بودی عشقم...که خواب را از شبم ربودی

تو که هستی دلبرم...که شقایقها عاشقانه

برایت آواز میخوانند

بیا ای که همه هستی من در چشمان تو نهفته

است

بیا میخواهم شراب لعل لبانت را بچشم

تو قبله گاه عشق منی

ای معبود من

سرمست نگاه عاشقت هستم

دیوانه غزل چشمانت گشته ام

بیا میخواهم نماز عشق به درگاهت بگذارم


[+] نوشته شده توسط rozbeh90 در 11:26 | ارسال نظر(0) |







میم مثل مادر

ساعت 15از سر کار باز میگشت

دستهای پینه بسته اش

لباسهای ژولیده و گل آلودش

چندش آور بود

زنگ خانه را به صدا در آورد

درب باز شد...خانم خانه بود

سلام عزیزم...خسته نباشی

سلام

دستهای پینه بسته اش را محکم در دست گرفت...با هم وارد خانه شدند

عزیزم برم حمام...بدنم بو میده

زن...

محکم دست شوهر را گرفته بود

دستهای مرد را میبوسید و به روی پیشانی

میگذاشت...سرش را روی شانه مرد قرار داد

بوی تنش را چنان استشمام کرد

که گویی مست شده بود

جورابهای مرد را از پای بیرون کشید

لباسهایش را از تن بیرون کشید

او را تا حمام بدرقه کرد

چای را آماده کرد...بعد از حمام مرد بیرون آمد

چای نوش جان کرد...زن با چشمانی خیس

خطاب به مرد...عزیزم امروز خسته شدی

مرد...همینکه میدانم برای خوشبختی تو کار

میکنم خستگی از تنم خارج میشود

زن چشمانش پر از اشک شد

دوباره دستان مرد خود را بوسه باران کرد

و روی پیشانی میگذاشت و برای سلامتی

مردش دعا میکرد...

روز زن را به تمامی مادران و همسران

گرانقدر صمیمانه تبریک عرض میکنم


[+] نوشته شده توسط rozbeh90 در 01:21 | ارسال نظر(0) |







سلام عشقم

سلام عشقم

خنده هایت را میشنوم

نگاه بی تفاوتت آزارم نمیدهد

پنجره ها را بسته ام

درب ها هم قفل هستند

لیوانی پر از اشک در دستم

کتاب خاطراتت را دارم مرور میکنم

تو نگران نباش

من خوبم...اصلا بی توجهی تو مسئله ای نیست

دلم غمگین نیست...چشمهایم را بسته ام

راحت هستم...بی هر گونه دغدغه ای

دارم فقط رویاهایت را به تصویر میکشم

اتاقی دارم با کلی آئینه های شکسته

دارم پیر شدنم را میبینم

اینجا آئینه با من سخن میگوید

همان آئینه ای که زیبائیت را به رخ من میکشید

یادت هست...میدانی چه میگویم

گلدان های احساسم را خالی کرده ام

گذاشتم باران بخورد

خیس شود...بوی عطر تنهایی آزارم میدهد

میخواهم بشویم بی کسیم را


[+] نوشته شده توسط rozbeh90 در 21:18 | ارسال نظر(0) |







پرواز عشق

عاقبت عشقم مهیا شد
عاقبت بغض گلو وا شد
درون سینه ام دردی هویدا شد
سرابی من به سر دارم
درون برکه ای از غم گرفتارم
نمیدانم تو میدانی
چه سودایی به سر دارم
شب و روزی ندارم من
شده گریه ...همه کارم
من از پرواز میترسم
من از آغاز میترسم
من از تکرار هر پرواز میترسم
گرفتارم...به عشق تو
بیا عشقم...من از پرواز بی آغاز میترسم



[+] نوشته شده توسط rozbeh90 در 10:38 | ارسال نظر(0) |







مژگان

مژگان بی تو میمیرم


[+] نوشته شده توسط rozbeh90 در 09:38 | ارسال نظر(0) |







دنیا ی من دوستت دارم

تو میگویی که با چتر قدم بگذاریم در جنگل نگاه عاشقت...
تو میگویی دگر از نگاهمان ستاره نمیبارد
تو میگویی که دفتر خاطراتمان ورقی ندارد که دلتنگی شقایقها را ترسیم کرد
اما من میگویم عشقم...دنیای من...
با خاطراتمان میشود ترانه سرود...
میشود بی چتر زیر باران قدم زد...
هستی من...دنیای من...با تو میشود...فاصله ها ورق زد...عشق را به آسمان برد
با ستاره ها آواز خواند...و چشمهای ماه را بوسید...
دنیای من دوستت دارم


[+] نوشته شده توسط rozbeh90 در 22:02 | ارسال نظر(0) |



صفحه قبل1...910111213...32صفحه بعد

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران